با من بمان
ای به روی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه خویش
ای تپش های تن ســــــــوزان من آتشی در سایه ی مژگان من
..........................
ای دو چشمانت چمنـزارا ن من داغ چشمت خورده بر چشمان من
درد تاریکیست درد خواستن رفتن و خود رابیهوده کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش نیش ماران یافتن زهر در لبخند یاران یافتن
آه ای با جان من آمیخته ای مرا از گور من انگیخته
..................
عشق دیگر این نیست خیرگیست چلچراغی در سکوت و تیرگیست
اگه یار من تو باشی کسی رو دیگه نمی خوام
کاش همه کسم تو باشی من فقط همینو می خوام
دوست دارم که توی عشقت بسوزم تا که فنا شم
دوست دارم که با تو باشم اسیر دو تا چشات شم
دوست دارم که زندگیمو بریزم به زیر پاهات
دوست دارم که با نگاهت عقلمو بدی تو بر باد
از همون روزی که قلبم اسیر و دربه درت شد
فهمیدم دل خرابم عاشق صداقتت شد
تو با این همه بزرگی دل ما رو نشکستی
تو با این همه خاطرخواه اومدی با ما نشستی
همه ی زندگی من فدای یه تار موهات
همه ی عشقم تو هستی توی این دنیا زیبا
بدون نفس کشيدن شايد چند لحظه ای بتوانم زنده باشم. ولی بدون تو نه
تو. بله تو همون کسی هستی که من از زندگی ميخواستم
حال من. فردای من . روز من. شب من .فقط با نفس های توست
در عبادت من. در دعاهای من. در سکوت من در صدای من. فقط تو هستی فقط تو
ستاره ها خواهند سوخت. ماه تاريک خواهد شد. زمان در اينجا خواهد ايستاد
اما من تا آخرين ساعات اميد تا آخرين نفسهایم
به راه تو می نگرم. انتظار تورا خواهم کشم
بله من منتظرت خواهم ماند
يادت باشد
اگر روزي بدون من خنديدن را از سر گرفتي
به من خبر دهي
که من نيز تبسم را بر لبان خاموش شده خود بنشانم
آن زمان است که با خود ميخندم
آن زمان است که به خود ميخندم
آن زمان است که بيخود ميخندم
ودر آخر خنديدنم مي گريم که چرا تنها ميخندم
و ميسوزم که چرا تنها مي گريم
در میان من و تو فا صله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!
تو توانایی بخشش داری
دست های تو توانایی آنرا دارد
که مرا زندگانی بخشد.
چشم های تو به من آرامش می بخشد.
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی!!!!!!!!!!!!!
نگاه صامت خود را
به جای خالی ات دوزم
در این سرمای جان فرسا
چگونه این تن سردم
بدون تو بیفروزم؟؟!!
دلم بی تو محزون است و بیهوش
شبم بی تو ؛ تاریک است و خاموش
نگاهم بی تو سرد است و نهان سوز
کلامم بی تو خام است و روان سوز
دل تاریک و محزننم که بی تو گشته است فانی
چرا دیگر نمی خواهد نوای بی صدایی را؟
نگاه ساکت و سردم که بی تو رفته از جانی
چرا دیگر نمی تابد هوای بی قراری را؟
یه چند تا متن باحاله.حیفم اومد براتون نذارم!البته از خودمه![]()
ای تو تنها بهانه زندگیم
ستاره ی چشمانت به کویر نگاهم که برخورد، شرمگینانه،به پایین نگاه کرد.تا از سنگینی عشق بی کلام نگاهم در امان باشد!![]()
چشمانم را از چشمان پاکت دریغ مدار.بیا و خودت اشکهایم را از گونه هایم بزدا.
به نام آنکه نبود ولی حس بودنش به من شوق زيستن می داد
کسی در باد می خواند
تو را تا اوج می خوانم
برای ناز چشمانت
چه بی صبرانه می مانم
دلم تنگ است و به يادت
در اين غربت نمی مانم
تو هستی در وجود من
تو را هرگز نمی مانم
(( به چشمانت بياموز که هر کس ارزش ديدن ندارد ))
(مهتاب عشق بتاب)
بيشتر از آنچه كه تصور ميكنی دوستت دارم و بيشتر از آنچه باور داری عاشق تو
هستم
بيشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه ای مجنون تو هستم.
عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برايم مفهومی جز تاريكی و سياهی
ندارد!
دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداری ، دوستت دارم چونكه مرا باور
داری و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميدانی!
تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگی ام در كنارتو باشم و جز اين از خدای
خويش هيچ آرزويی را ندارم
عزيزم اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه ای است از طرف من به
تو!
از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!
عزيزم تا پايان با تو می مانم چونكه تنها تو هستی كه معنای واقعی عشق را به من
ابراز كردی و آموختی!
آموختی كه عشق يعنی تا پايان زندگی ماندن و تا پايان زندگی دوست داشتن!
عزيزم به جز تو كسی برای من دوست داشتنی نيست و به جز تو كسی لايق اين
قلب بی طاقت من نيست
هر جای دنيا كه هستی بدان كه در اين دنيای بزرگ كسی هست كه عاشق و ديوانه
تو می باشد !
هر جای دنيا كه هستی بدان كه من به انتظار تو می مانم تا تو را ببينم و در آغوش
خود بفشارم!
عزيزم دنيا خيلی بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ، پر از ليلی و
مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ، و من و تو نيز يك سوی ديگريم!
عزيزم تو دومين قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را عبادت ميكنم!
عزيزم بدون تو ،جايی در اين دنيای بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من ديگر تنهايی نيست!
تو همان دنيای منی عزيزم ، به هر زيبايی های اين دنيا كه می نگرم تو را ميبينم .
دوستت دارم عزيزم خيلی دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جای
ابرازی برای آن نيست!
مستم از اين عشق تو ، و پريشانم از غصه های تو و گريانم از اشكهای تو!
با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بينم
با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!
عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستی بمانی با قلبم ،
بسازی با احساسم و درك كنی زندگی ام را !
عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده
ای و نگذاشتی هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !
اينبار با فرياد ، با چشمهای گريان ، با قلبی عاشق ، با اراده و با احساسی پرا از
دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من
بنگرند و شرمنده شوند!
من همونم که همیشه غم و غصم بیشماره
اونیکه تنهاترینه حتی سایه ام نداره
این منم که خوبیامو کسی هرگز نشناخته
اونکه در راه رفاقت همه هستیشو باخته
هر رفیقه راهی با من دو سه روزی همسفر بود
انتهای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود
هر کی با زمزمه عشق دو سه روزی عاشقم شد
عشق اون باعث زجره همه دقایقم شد
اونکه عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید
همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید
چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت
وقتی قد سر سوزن به وفا نکردیم عادت
من همونم که همیشه غم و غصم بیشماره
اونیکه تنهاترینه حتی سایه ام نداره
این منم که خوبیارو کسی هرگز نشناخته
اونکه در راه رفاقت همه هستیشو باخته
هر رفیقه راهی با من دو سه روزی همسفر بود
انتهای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود
هر کی با زمزمه عشق دو سه روزی عاشقم شد
عشق اون باعث زجره همه دقایقم شد
اونکه عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید
همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید
چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت
وقتی قد سر سوزن به وفا نکردیم عادت
يينه حاسرت لي بير گونه
گيلي يوروم هايالين لـــــه
آكليمنان چيك ميورســون
بــــــــــــــــــلالــــــــــــيم
سن سيز گچن آخشام لاردا
يينه باشـــــيم بــــلال لاردا
موت لوموسون اولا لاردا
بــــــــــــــــلالـــــــــــــيم
بلاليم يابان چيچه ييــــــم
بلاليم آشكيم گرچه ييــم
بلاليم تك سودي چه ييــم
بــــــلالــــــيم آه يالانـــيم
سودييم تک اورتاعيم سين
خازانيم سين بهاريم سين
سن بنيم تك وارليغيم سين
بـــــــــــــــلالــــــــــــيم
ترجمه
باز هم با حسرت یک روز
با خیال تو می آیم
از عقل و فکرم بیرون نمی آیی
ای کسی که رنجهای زیادی دیده ای
در شبهایی که بدون تو گذشته
باز هم سرم در دردسر است
در جاهایی که شادی هست نیستی
ای کسی که رنجهای زیادی دیده ای
رنج دیده ،ای غنچه کمیاب
رنج دیده ، ای عشق صادق من
رنج دیده ، ای عاشقی که تنها تو را دوست دارم
رنج دیده ، ای عشقی که تنها دوست من است
دوست داشتنیم تنها عشق منی
خزان و بهار من تویی
تو تنها دارایی من هستی
ای کسی که رنجهای زیادی دیده ای